کاربن نوشت

خرید بک لینک
چرا تاریخ 26 شهریور توی ذهنم تکرار میشه این چندروز؟

این یه الهامه؟ برای خوب شدنه بابام؟

برای معجزت؟

میدونم که همینه..

کاربن نوشت ...

ما را در سایت کاربن نوشت دنبال می‌کنید

برچسب: شهریور, نویسنده: بازدید: 40 تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 12:54

بابامو بردی

26 شهریورو به دلم انداختی، یک هفتست که به دلم انداخته بودیش

من منتظر معجزت بودم امروز رو با انصاف

نه اینجوری یکباره رفتنه بابام

حالم از الهاماتت بهم میخوره

حالم از دنیات بهم میخوره

من توقعم از بیست و شیش شهریور این نبود

رفتنه بابام نبود..

تو که میخواستی تو این روز ببریش چرا انداختیش تو دل و جونم؟

چرا بهم امید معجزه دادی برای امروز؟

من به امروز دل بسته بودم

امید بسته بودم

کاربن نوشت ...

ما را در سایت کاربن نوشت دنبال می‌کنید

برچسب: شهریور, نویسنده: بازدید: 38 تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 12:54

خدا اینبارم برش گردون بابامو اینبارم برش گردون خونه خدا من نمیتونم من نمیدونم یتیم بودن چه جوریه ولی شنیدم از سختی هاش خدایا فاطی هم اتاقیمو یادته چی میگفت میگفت بابام شصت سالش بوده که من بدنیا اومدم همیشه پیر و ناتوان دیدمش همیشه غبطه ی باباهای دوستامو میخوردم میگفت وقتی مرد هشتادسالش بود مریض، کنج خونه افتاده.. فکر میکردم کاش بره و راحت بشه مگه بودونبودش فرقی هم داره بحال من؟! میگفت وقتی رف کاربن نوشت ...

ما را در سایت کاربن نوشت دنبال می‌کنید

برچسب: بابام, نویسنده: بازدید: 34 تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 19:19

صفحه بندی